ميرزا محمد حيدر دوغلات
27
تاريخ رشيدى ( فارسي )
همايونش را به اعزاز و اكرام گرامى داشتند و او را بر اظهار متابعت خان ستايشها نمودند و تومان امير قراجار و ايالت ولايت كش با توابع ( 12 پ ) و لواحق بر او مقرر شد و از ميامن رأى عقده گشايش ، سير قهر و بلا كه رو به آن ديار نهاده بود بازگشت و باران لطف و احسان كه امير ساكنانش از آن گسسته بود باريدن آغاز نهاد « 1 » و مضمون ، رباعى : غم از قبل تو شادمانى گردد * عمر از نظر تو جاودانى گردد گردباد به دوزخ برد از كوى تو خاك * آتش همه آب زندگانى گردد به ظهور پيوست . « 2 » مردم كوتهنظر را تصور آن بود كه اين معنى دولتى عظيم است كه آن حضرت را روى نموده اما قضا به هزار زبان به ادا مىرسانيد : بيت : بوى تو نكردست صبا فاش هنوز * تا بر تو وزد باد صبا باش هنوز « 3 » حضرت صاحبقران از پيش امراء جسته مراجعت نمود و سايه التفات را بر ضبط و محافظت الوس انداخت و به جمع لشكر از شهر سبز تا به كنار آب جيحون فرمان داد و به اندك زمانى سپاه بسيار جمع آمد و از آنجا نهضت فرموده به امير خضر « 4 » يسورى پيوست و در اين اثنا ميان امراء جته مخالفت افتاد و با تمام لشكر خويش از آن نواحى كوچ كرده بازگشتند و به اردوى توغلقتمورخان پيوستند و امير بايزيد جلاير با اتباع خود به حضرت صاحبقران و امير خضريسورى ملحق شد . « 5 » نقل از ظفرنامه « 6 » ذكر لشكر كشيدن توغلقتمورخان به ولايت ماوراء النهر ، نوبت دويم چون توغلقتمورخان را داعيه سلطنت ماوراء النهر ديگرباره دامن همت گرفت ، لشكر بىقياس جمع آورده در جمادى الاولى سنه اثنى و ستين و سبعماية « 7 » موافق ادئيل « 8 » روى توجه به آن ديار نهاد و چون به خجند رسيد امير بايزيد جلاير كمر
--> ( 1 ) . نگ : + نظم . ( 2 ) . نگ : - و مضمون . . . پيوست . ( 3 ) . نگ : - بيت . . . هنوز . ( 4 ) . نگ : - خضر . ( 5 ) . نگ : + فصل ششم . ( 6 ) . نگ : - نقل از ظفرنامه . ( 7 ) . نگ : + 1361 ميلادى . ( 8 ) . نگ : + گاهشمارى تاتار .